از
میان پلکهای نیمهباز
خستهدل نگاه میکنم
کاش
با همین سکوت با همین صفا
در
میان بازوان من
خاک
میشدی.
با
همین سکوت و با همین صفا
در
میان بازوان من
زیر
سایبان گیسوان من
لحظهای
که میمکد تو را
سرزمین
تشنهی تن جوان من
چون
لطیفبارشی
یا
مه نوازشی
کاش
خاک میشدی...
کاش
خاک میشدی...
<<فروغ
فرخزاد>>
این
شعرو دوست دارم.داغه.بیخود نبود بهش میگفتند شاعرهی گناه!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 مهر1387ساعت   توسط شعله
|
