من میترسم٬میترسم با تمام وجود...منتظر جواب آزمایشم هستم٬چهارمین و تعیینکنندهترین نمونه خونی که در عرض این ۲هفته دادهام...بعد از ۳هفته که آنفولانزا و مسمومیت و سردرد همش با تب رو تحمل کردم.دکتر میخواست بخاطر تب بالا بستریام کند٬منصرفش کردم که مبادا خانوادهام از راه دور نگران شوند.فعالیت آنزیمهای کبدم خیلی بالاست اول مشکوک به هپاتیت a بودم اما الان مشکوک به هر چیزی.تبم قطع شده هیچ زردی روی بدنم نیست.هیچی معلوم نیست.میتونید فرض کنید که من چه احمقی بودم؟انقدر خودم رو دور از این مریضیها میدونستم که حتا واکسن هپاتیت که هرکسی زده رو نزدم.حالا فکر کنید باید منتظر جواب تست HIV وهپاتیت a,b,c و... باشم.مرگ برام چیز غریبی نبوده هرچند همیشه زندگی رو ترجیح دادم اما مرگ بر اثر ایدز تو مخیلهم نمیگنجه.تمام آرزوم داشتن سهمی از بهاریه که هممون در آستانهش هستیم.۲۲ سن لعنتی خوبی نیست برای تموم شدن اونم با این ننگ!
