تبليغاتX
قفس بی مرز

قفس بی مرز

دستم که از همه جا کوتاه می شود٬لابد این وبلاگ می ماند برای مرثیه سرایی...

می ترسم همه ی واکنشمان به همین اعتراضات پراکنده و بی هدف خیابانی ختم بشود.می ترسم  شیرینی این وقاحت برایشان فقط چند روزی به تاخیر بیفتد و تلخ نشود.تنها بضاعتم یک رای بود و امیدی کور.می ترسم رای م آخرین برگم بوده باشد در این بازی.می ترسم این حس تعلیق تبدیل بشود به سقوط.می ترسم تاب تحمل این مصیبت را داشته باشیم.

آقایان کروبی و موسوی صاچب رأیمان شدید امیدمان را نگیرید.آقای کروبی در سالن هفت تیر گفتید "اگر تقلب کنند جلوشان می ایستم" قول دادید که افشاگری کنید٬گفتید" حرف هایی می زنم که مثل موشک یر سرشان خراب بشود" با گوش های خودم شنیدم.به قولتان عمل کنید.اصلاحات را زنده به گور نکنید.

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت   توسط شعله  | 

 
Directory of General Blogs