تبليغاتX
قفس بی مرز

قفس بی مرز

این روزها در ایران پدیده‌‌ای مد شده است به نام گِل‌فِرَند*

در خیابان بهم می‌‍‍‍رسید٬با یک چشمک بهم دل می‌بندید...درست است دختر و پسر بصورت اسبی با هم رابطه داشته باشند؟...

برادرمن٬ خواهرمن٬برو تحقیق کن خانواده ‍‌اش را بشناس٬با شخصیتش آشنا شو٬سابقه‌اش را بفهم٬حیوان نباش!بعد می‌روید با اجازه خانواده در یک اتاق صحبت می‌کنید...انقدر هم را تحریک نکنید٬خانم‌ها موهایتان را آبشاری نکنید(اشاره می‌کند به چتری‌های من)پسر جان بازویت را بیرون ننداز...

<استاد اگر شما با رابطه بدون شناخت مخالفید٬پس ۳۰غه هم از نظرتون منتفی هست؟>

۳۰غه از بزرگترین نعمات خداوند برای ماست(شناخت هم لازم ندارد!)ثبت می‌شود٬حساب کتاب دارد٬مهریه مشخص است(خوب مگر در خیابان تخت‌طاووس هم سر قیمت چانه نمی‌زنند؟)باعث احترام به زن می‌شود٬حق و حقوق قاﺌل می‌شوند برایش.خواهرهای من شما هم رعایت کنید٬اجرتان با خدا.بعضی از این خانم‌ها می‌آیند اعتراض می‌کنند که به ما چه می‌رسد؟حوری‌ها که برای شما مردان است.نگران نباشید در بهشت برای شما هم غلمان وجود دارد٬با یک اشاره‌ی شما خم می‌شود دستتان را می‌بوسد(بلاخره این رابطه حیوانی خوب شد یا بد)

                                                     ----------------------------

این فرازهایی از صحبت‌های حاج‌آقا سر کلاس معارف بود٬ساعت ٩صبح.

البته ما هم بیکار نیستیم٬با پشتکار به توسعه آرشیو بلوتوثی خود می‌پردازیم. پسرها هم یکی در میان شماره خیرات می‌کنند(ازبدون شناخت‌ترین نوع آشنایی‌ها)  وآخر سر هم بجای چند نفر حاضری می‌زنیم.(قبل از حضور غیاب نفرین می‌کند: خدا لعنت کند کسی را که فریبکاری کند. بعد بدون نگاه کردن به جمعیت اسم‌ها را می‌خواند) 

*=girl friend 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 5:12 PM  توسط شعله  | 

بهت علاقه داشتم اما نه آنقدر که بشه روش اسم گذاشت.

اما همیشه من عشق تو بودم,همه وجودت بودم.

رفتنت ـ به دلیل بی دلیلی ـ برام آزار دهنده نیست

 حتی با کمی خجالت می گم دلچسبه,حجم شش هام بیشتر شده.

وجودم اما در تمنای جواب یک سوال:چرا انقدر جمله ی دوست دارم-دم دستی ترین سخنت ـ رو به گند کشیدی؟

در ذهنم اون معنی تاثیرگذار رو از دست داده.

+ نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 2:38 AM  توسط شعله 

 
Directory of General Blogs