بچه که بودم فکر می کردم بزرگتر کسیه که سنش بیشتره,حتما هم از من بهتر می فهمه.
اما حالا هر چی که میرم جلو,تعداد بزرگترام بیشتر میشه!
ردپای این بزرگتری کردنو همه مون می تونیم در مواقعی مثلاانتخاب رشته, ازدواج و... پررنگ ببینیم.
در حالی که در خیلی از کشورهای پیشرفته,یه بچه 16 ساله می تونه دنبال علاقه و استعدادش بره, کار کنه,مسافرت بره و... تصور هم نمی کنه تو خونه نتونه راحت تلفن حرف بزنه!!
استقلالی که نادیده گرفته می شه,شخصیت با اعتماد به نفسی که بوجود نمیاد,الگوهای یکسان برای بزرگ شدن که فرصت مکاشفه و قدرت انتخاب کردن رو ازت می گیره...
این چتر حمایت اجباری در خانواده تعمیم داده می شه به اجتماع:
تو مدرسه شبیه یک حیوان دست آموزی بی هیچ خلاقیتی.
تو دانشگاه از حراست دم در تا حتی گاهی خود استاد بهت زور می گن.
کم کم سنت میره بالا,دیگه تو هم می تونی بزرگتر بشی! اما بزرگتر کی؟
یه نگاهی بنداز,تو خیابون به طرز لباس پوشیدنت گیر می دن,توی رسانه ملی اشانتیون فیلم های مورددار! رو بهت نشون می دن...به نظر تو مورد نداره؟؟
نظرت مهم نیست,به بزرگترت احترام بذار!!