تبليغاتX
قفس بی مرز

قفس بی مرز

نمی داند برای اثبات حس خردکننده اش کدام تصویر ثبت شده در ذهنش را بگوید؟

اثبات... انگار که گناهکار خود اوست.

نمی داند این نگاه های سنگین وناپدرانه از کی شروع شده؟

.....دو سال پیش وقتی که جز پدرش و او که حمام بود کسی خانه نبود موقع گرفتن حوله از پدر نگاه های خیره اش را از لای در حس کرده بود و اصرارش برای باز کردن بیشتر در...

....یک نیمه شب تابستان,بخاطر گرمای هوا زیر کولرکنار هم خوابیده بودند>نمی دانست از شنیدن صدای نجواهای نامفهوم پدرش از خواب پریده بود یاحس کردن آلت تناسلی او بر روی باسنش!

و بعد سعی کرده بودجیغ خفه و رعشه ی تنش را نتیجه ی یک کابوس شبانه توضیح بدهد به پدرش که تظاهر به خواب آلودگی می کرد!...

ولی آن روز آنروزی که روی تختش با شلوارک دراز کشیده بود و پدرش آمده بود و پاهای لخت او را می مالید و گفته بود((بیا بهت یه نرمش بدم رون هاتو ورزیده می کنه)) واو با صدایی شبیه فریاد گفته بود((ولم کن بابا حوصله ندارم))و پدرش گفته بود ((جان بابا بداخلاقی نکن))و وقتی دید که او با یک حالت دفاعی روی تخت نشسته گفته بود((پس هر وقت حوصله داشتی بهم بگو!)) چند دقیقه بعد که زنگ در خانه را زده بودند قبل از ورود مادر گفته بود((آها پس یه چیزی می دونستی می گفتی حوصله ندارم!!!))فهمیده بود که بدش نمی آید موضوع بینشان علنی شود.

دیگر حس تشخیص ندارد نمی تواند دست پدر روی بازویش را حاکی از یک نوازش پدرانه بداندیا یک هوس شوم.

از تاپ هایش شلوارک هایش عطرهایش در خانه صرفنظر کرده , از تنها ماندن با او فرار می کند,اما با آن نگاه هایی که فقط او معنیش را می داند چه کار کند؟با این ترس چندش آور با احساس یتیمی وبدبینی و این همه کینه... تناقض... وقتی که دیر به خانه می آید نمی داند بداخلاقی و بازخواست پدرش را حسادت و تلافی بداند یا تربیت و وظیفه پدری؟

هنوز درد کشیده ای که سالها قبل بخاطرنشستن در اکیپ پسرو دختری کنار دریا توی محوطه ی ویلاها  از پدرش خورد حس میکند

و با همه ی این ها گاهی پدرش را بخاطر مهربانیهایش دوست دارد...

                                                 --------------------------------

۱.فکر کنم واضحه که جریان بالا واقعییه.

۲.پدر ۶۵ ۶۶ ساله و دختر ۲۲ ساله.

۳.خیلی خلاصه تعریف کردم!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مهر1386ساعت 2:28 AM  توسط شعله  | 

 
Directory of General Blogs